چندی بود به اصطلاح از دنیای وبلاگ یا به اصطلاح تارنما گوشه گیری اختیار کردیم و رندانه به این می اندیشیدیم که ما را چه می شود؟ تاریخ میخواندیم ودلمان به دانستن بیشتر خوش بود وهر از چند گاهی سری به سایتهای خبری می زدم .نمی دانم انتخابات با نتیجه اش تحلیل ذهنی ،مقایسه  و تطبیق آن با دوران مختلف تاریخی ،و افسوس واما واگرها همه کاری کرده بود که بی خیال سیاست شده بودم وشاید هنوز هم بی خیال دنیای سیاست هستم . ولی به هر حال علاقه به نوشتن وطرح چاپ دوکتاب  دکتر مصدق وسیاست موازنه منفی و دیوان ساقی کلاتی مرا به وادی وبلاگ نویسی برگرداند . اگر چه کناره گیری از دنیای سیاست برای من که با تاریخ کلنجار رفته ام وخوی وخصلتم با آن عجین شده است سخت بود ولی چه می شود کرد کار فرهنگی مهمتر از سیاست است!!!!! پس در راه فرهنگ قلم می زنم تا شاید فرهنگ سیاست بازی و انتقاد پذیری و... را بتوانم رواج دهم وسیاست بماند برای آنان که از سیاست  فقط مفهوم حفظ قدرت یا بدست آوردن قدرت را می دانند وما باشیم و خودمان ودلمان وروح سرگردان خیام و دوست بی الایش نیچه ای و بروبچ ..............ما که سیاست نمی دانیم با این رشته تاریخی که خوانده ایم سیاست از آن کسانی است که رشته مهندسی خوانده اند وتاریخ رو حفظند ما برویم حساب و کتاب کنیم !!!!!!مگر بد است؟